امام موسي صدر در تاريخ سوم شهريور 1357 (25 آگوست 1978) براي ديدار از ليبي وارد اين كشور شد و قصد داشت پس از چند روز اين كشور را به قصد ايتاليا ترك كند .
اما او هرگز به ايتاليا نرسيد و ناپديد شد .
ليبي ادعا كرد كه ايشان سوار هواپيمايي شد كه قرار بود عازم ايتاليا شود و به آن كشور عزيمت كند ، اما دولت ايتاليا اعلام كرد كه امام موسي صدر وارد اين كشور نشده است .

شيعيان لبنان معتقدند كه «قذافي» امام موسي صدر را ربوده و زنداني كرده است. آيا قذافي قصد داشت به علت بي طرفي امام موسي صدر در جنگ داخلي لبنان ، از او انتقام گيرد ؟ زيرا قذافي عملاً و نه با حرف ، از جناح هاي چپگراي لبنان و سازمان آزادي بخش فلسطين به شدت حمايت ميكرد . آيا جاسوسان اسرائيلي در خاك ليبي با امام موسي صدر تسويه حساب كرده بودند (زيرا وي اسرائيل را «شر مطلق» اعلام كرده و حمايت از آرمان فلسطين و آزادي قدس را در سرلوحه مبارزات خود قرار داده بود) و قذافي به علت شرمندگي و سرافكندگي حاضر به اقرار به اين موضوع نبوده و نيست ؟!
دلايل امر هر چه باشد ، امام موسي صدر از صحنه سياسي لبنان حذف شد و طايفه شيعه رهبري توانمند را از دست داد . شيعيان لبنان نميتوانستند از كنار اين واقعه به راحتي عبور و آن را قبول كنند . تعدادي از شيعيان (از جنبش امل يا افرادي كه بعداً از جنبش امل جدا شدند) چندين عمليات مسلحانه عليه منافع ليبي در خاك لبنان انجام دادند . به همين علت ، مقامات دولت ليبي از ترس انتقامگيري شيعيان ، از سفر به لبنان خودداري ميورزند .
ناپديدشدن امام موسي صدر پيامدهاي مهمي داشت . از جمله :
1- بخشهايي از ساف و گروههاي چپ گراي لبنان كه از ليبي طرفداري ميكردند و از سوي آن كشور حمايت ميشدند ، از طرف جنبش امل به عنوان دشمن تلقي شدند و به تدريج زمينه براي درگيري مسلحانه با آنان فراهم آمد .
2- امام موسي صدر به سمبل و نمادي بسيار با اهميت تبديل شد . حركت امل ، اگرچه امام موسي صدر «زنده» را از دست داد ، در مقابل ، سمبل و نماد پرارزشي را به دست آورد . بسياري از رهبران جنبش امل ، به خصوص شخصيت هاي لائيك و غير مذهبي آن به طور غير علني اقرار كردند كه امام موسي صدر «غايب» ، براي حركت آنان از امام موسي صدر «زنده» اهميت بيشتري دارد .
به دنبال ناپديدشدن امام موسي صدر ، مسئله رهبري و زعامت مطرح شد . وي همزمان دو مقام را در اختيار داشت : يك مقام ديني به عنوان رئيس مجلس اعلاي شيعيان لبنان و يك مقام سياسي به عنوان رئيس جنبش امل . از آنجا كه فردي كه بتواند هر دو مقام را با هم تصدي كند در ميان پيروان امام موسي صدر وجود نداشت ، لازم بود تا دو جانشين انتخاب شود . اين انتخاب ها در حد خود نشان دهنده پذيرش واقعيت ناپديد شدن امام موسي صدر بود ، در عين حال كه اميد به بازگشت وي همچنان وجود داشت . با اين حال ، مسئله انتخاب جانشين فقط يك مسئله حقوقي و قانوني نبود ، بلكه موضوعي اساسي و محوري به شمار ميرفت . امام موسي صدر با شخصيت جذاب و شبه كاريزماتيك خود ، اين واقعيت را پنهان ساخته بود كه جنبش امل اساساً از لحاظ ساختار انساني و اهداف سياسي - ايدئولوژيك ، سازماني يكپارچه نبوده ، بلكه تنها قالب و چارچوبي براي گروههاي لائيك و مذهبي شيعه بود كه اختلاف نظر بسياري با يكديگر داشتند . اين اختلاف نظرها حتي در زمان حضور امام موسي صدر نيز بروز كرده بود . براي نمونه ميتوان به حزب الدعوه اشاره كرد .
حزب الدعوه لبنان شاخهاي از حزب الدعوه عراق بود كه تعدادي از روحانيون شيعه لبنان كه در حوزه علميه نجف اشرف تحصيل كرده بودند (افرادي از قبيل شيخ صبحي طفيلي ، شيخ نعيم قاسم ، شيخ حسين ورائي و...) و همچنين غير روحاني شيعه (افرادي مانند محمد رعد ، محمد فنيش و...) عضو آن بودند . با ظهور امام موسي صدر ، حزب الدعوه لبنان نيز در كنار آنان قرار گرفت ، اما به تدريج با ديدگاههاي صدر به ويژه در مورد ورود همه شخصيتهاي شيعه اعم از مذهبي و لائيك به مجلس اعلاي شيعيان و جنبش امل اختلاف نظر پيدا كرد . اعضاي حزب الدعوه معتقد بودند كه نبايد شخصيتهاي غير مذهبي و لائيك شيعه در درون تشكيلات جذب شوند و رشد پيدا كنند و امام موسيصدر را به مماشات با اين گونه افراد متهم ميكردند . در نهايت ، اعضاي حزب الدعوه ، خود را از فعاليتهاي امام موسي صدر كنار كشيدند و تا زمان حمله اسرائيل به لبنان در سال1261 (1982) به فعاليتهاي سياسي - مذهبي خود به صورت مستقلانه ميپرداختند و بيشتر حول محور آيت اللّه سيد محمد حسين فصل اللّه در لبنان فعاليت ميكردند .
انتخاب جانشین امام موسی صدر
در خصوص انتخاب جانشين ، «شيخ محمد مهدي شمسالدين» ، روحاني اهل جنوب بهسمت «نائب» امام موسي صدر در مجلس اعلاي شيعيان تعيين شد . بدين ترتيب ، راه براي بازگشت رئيس مجلس اعلاي شيعيان باز ماند . از سوي ديگر ، «حسين الحسيني» شخصيت سياسي اهل بقاع و يكي از نمايندگان پارلمان لبنان به سمت رياست جنبش املانتخاب شد . اين انتصابها ، جنبس امل را به طور موقت قادر ساخت تا بحران رهبري را پشت سر گذارد . با اين حال ، جدا شدن رهبري ديني از رهبري سياسي جنبش امل ، زمينه را براي كشمكشهاي آينده آماده ساخت .
نظرات شما عزیزان:
.: Weblog Themes By Pichak :.